.«رابطه‌ی کمر شلوار با جمهوری آخوندی ایران»

.«رابطه‌ی کمر شلوار با جمهوری آخوندی ایران»

رومینا مرادی

 

خشونت علیه زنان یک پدیده‌ی جهانی است و در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد. کشتن زنان به بهانه‌ی ناموس نیز ویژه‌ی یک ملت یا یک کشور نیست. به همین شیوه حبس کردن و کنترل کردن زنان به بهانه‌ی نگهداری از آنان رویدادی جهانی است. در این مورد اخیر مرد  به بهانه‌ی عشق و حساسیت همسرش را محدود می‌کند و به بهانه‌ی درد دل و اطمینان داشتن به زنان دیگر به آنها نزدیک می‌‌شود برای گلایه‌کردن از سوگلیش! سادیسم؟

یکی از پیامدهای منفی این پدیده کشته شدن خانمهاست. در کشوری مثل کشور ایران در همه جای مملکت قتل زنان به بهانه‌ی ناموسی جزئی از زندگی روزانه‌ی مردم شده است. در حالیکه هرگونه حرکت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از سوی ملت‌های غیر مرکزنشین ایران برچسب «اقدام علیه امنیت ملی» می‌خورد. قتل زنان با بهانه‌ی ناموسی از سوی سیستم سیاسی و دادپروری حاکم با سخاوت به فرهنگ این ملتها نسبت داده می‌شود. نتیجه‌اش می‌شود: مرکزنشین متمدن در برابر کورد، بلوچ، ترکمن، عرب و لر و .... غیر متمدن.

وضعیت سیاسی، آموزش و پرورش، تقسیم عادلانه‌ی اقدامات فرهنگی مناسب، قوانین و سیستم قضایی مهم‌ترین نقش را در عقب مانده نگه داشتن ملتها و در پی آن رواج دادن قتل، فقر و فحشا در جامعه دارند.

محرومیت اقتصادی،  ضعف خدمات فرهنگی و نقصان در سیستم آموزش و پرورش از جمله  عواملی هستند که جامعه را به تباهی می‌کشانند.

مهیا نبودن بستر اقتصادی مناسب برای امرار معاش مردها را فلج می‌کند و هیچ موجودی به اندازه‌ی مرد بیکار و بی درآمد و غمگین منفور نیست. چون بیشتر زن‌های جامعه تحت تاثیر فرهنگ غلط ترویج یافته در جامعه ظاهرا شوهر می‌کنند ولی در عمل « غول چراغ جادو» می‌خواهند.

این مشکل گریبانگیر زنان جامعه نیز هست، کسی که بیشتر پول داشته باشد بیشتر هم آش می‌خورد این یعنی اوضاع مالی خانواده‌ی خوب نیست وجهیزیه ندارد نباید انتظار یک زندگی درست و حسابی و مرفه داشته باشد.

 

در حالیکه اگر این سیستم درست و انسانی

عمل می‌کرد به تمام افراد جامعه یاد میداد که هر انسانی خود مسئول تامین نیازهای خود و غول چراغ جادوی خویش است. و زن و مرد باید همکار و همدل و یاور هم باشند نه انگل و میزبان.

 

وقتی قتلی در حاشیه‌ها رخ می‌دهد به «تعصبات قومی» نسبت داده می‌شود یعنی خیانت و کم کاری فاشیسم جمهوری اسلامی ایران باعث رخ دادن این فجایع نیست بلکه بی‌فرهنگی و نادانی ذاتی ما کوردها، ترک‌ها و بلوچهاست؟ فرهنگ خودمان است برای همین وقتی از قتل ناموسی و حکم اعدام برای کوردها صحبت می‌کنیم بسیاری از مردمان اتنیک فارس ایرانی بدنبال چرایی «انگیزه‌ی قتل» و دلیل « حکم اعدام» هستند!

 

دولت حاکم بر ایران به معضلات مربوط به « فرهنگ ناموسی اتنیکی قومی» کاری ندارد. خدمات اساسی و انسانی این مارمولک‌ها اساسا در خانه‌های عفاف ارائه می‌شود.

زنان و مردان بزرگ شده‌ در این سیستم خواه ناخواه چمدان سنگین پر از ترومای ناشی از ظلم و ستم اشغالگر را بدنبال خود می‌کشند.

مشکلات اصلی آزادی از فرهنگ پیشامدرن آخوندی در ایران عمدتا گریبانگیر زنان و مادرانی می‌شود که بدنبال تحقق بخشیدن خود در بستر دموکراتیک هستند، معمولا مشتاق و پاک و کم تجربه. در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کنند، با صداقت و سادگی دوست می‌شوند، راحت اعتماد می‌کنند و متاسفانه سخت شکست می‌خورند. یکی از بسترهای خطرناک برای شروع فعالیت همین فضای دیجیتالی است که راه را هموار می‌کند دیده بشوی. ناگفته نماند که فضای دیجیتالی تنها یکی از هزاران بستری است که موقعیت را برای اعمال خشونت علیه زنان هموار می‌کند. فضای دیجیتالی پر از مردانیست که به مفاهیم شرف و ناموس و مالکیت داشتن بر یک انسان دیگر تا مغز استخوان معتقدند. همین گرگهای بالان دیده، با اعتماد بنفس زخمی و عزت نفس بشدت عفونت دار دربدر دنبال تغذیه‌ی خود از روح بکر یک زن معصومند. یک انسان زجر کشیده و خسته که شاید آرزوی تجربه کردن عشق را دارد. یا بدنبال ناجی میگردد؟ توجه کنید تا زمانی که انسانی به زخمهای عفونی روح و روان برخی انسان‌های دردمند آلوده نشده است هنوز روحش  بکر و بچه است.

 

از زوایای مختلف از خود سلفی می‌گیرد، لباس تازه‌اش را میدیایی می‌کند! احساساتش را با شعر بیان می‌کند و شاید کمی هم زیبایی ظاهری دارد؟ شک نداشته باش که عده‌ای از مردان سادیست و شکارچی فضای دیجیتالی بوی این نازنین شکننده را از شعاع ۱۰۰۰ کیلومتری حس می‌کنند. بعد هم از لایک کردن و فرستادن پیام دوستی شروع می‌شود و به دایرکت و ویدیو چت و رکورد کردن بخشی از دیدارها و گفتگوها می‌انجامد....

همه‌ی اینها مدرکی می‌شوند برای قانع کردن بقیه‌ی مردهایی که استاد تشکیل دادن «دادگاه صحرایی» برای زنان «بی حیا» هستند.

چه کسی به این مشکل رسیدگی می‌کند؟ هیچ کس!

...

 

... انتقامجویی تحت تعقیب و آزار بود ولی این مورد خیلی نادر اتفاق می‌افتد.

راستی دقت کنید که اگر روح پاک انسان‌ها و کرامت انسانی در یک سیستم انساندوست و دموکرات ارج نهاده می‌شد چقدر شاهد این قبیل  رخدادها میشدیم؟

سازمان بهداشت جهانی هر سال شعاری برای کار کردن در زمینه‌ی بهبود و ارتقای بهداشت روانی انسان ها تعیین می‌کند. مثل شعار « برای رشد و تعالی خودتان به خودتان وقت بدهید.»

چند نفر از ما به پیشرفت و تعالی خود و دیگران فضا و وقت می‌دهد؟

وقت دادن بهم را بلدیم؟

کسی که بلد است به دیگران وقت بدهد، نشانه‌های شکوفایی آنها را می‌بیند و اجازه می‌دهد که خود را بیازمایند. بزرگ شدن و توسعه‌ی انسانی فرد یک « پروسه» است یعنی به زمان و آسایش و آزمایش و خطا نیاز دارد.

 

تو! بله تو که از کمر به پایینت همه جا گیر می‌کند،

☑️ هر زنی زیبا و بکر و جذاب بود قرار نیست معشوقه‌ی تو بشود.

☑️ هر کس خندید وضعش خراب نیست بلکه خونگرم و معاشرتی است.

☑️هر انسانی حق دارد با آزمایش و خطا رشد کند، زندگی را به زنان ساده و بی شیله و پیله زهر مار نکن

☑️حتما از روانشناس کمک بگیر، این بی حرمتی به کرامت زن وقتی بارها تکرار می‌شود اتفاق نیست بلکه انتخاب است. تو بشدت ضعف اعتماد بنفس و ضعف عزت نفس داری که خوشبختانه درمان می‌شود چون مهارت است نه وراثت.